محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1008
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ابراهيم نامه كن كه وقت [ 367 b ص ] بيرون آمدن بود تا كسى فرستد آنجا كه حرب را بشايد هم از اهل بيت خويش ، تا دعوت ظاهر كند . ] [ خبر فرستادن ابراهيم الامام ابو مسلم را به خراسان ] و ابراهيم الامام به سال صد و بيست و هشت ابو مسلم را بفرستاد . و اين ابو مسلم عبد الرّحمن بود . به نسبت او اندر اختلاف كردند . گروهى ايدون گويند كه او بندهء عيسى بن معقل بود . و اين عيسى مردى بزرگ بود اندر عراق ، و عامل خالد بن عبد الله القشيرى بود . چون يوسف بن عمر بن هبيره به عراق آمد از قبل هشام ، و خالد را و عمّال او را به زندان كرد ، اين عيسى را نيز به زندان كرده بود . و اين ابو مسلم بندهء او بود ، و غلامى بود سياه . اين عيسى از پنهان بكير را بر دعوت عبّاسيان اجابت كرده بود ، و اين غلام را نيز بدان مذهب اندر آورده بود . چون يوسف عيسى را بازداشت ، اين غلام او را به زندان اندر خدمت همى كرد . پس يوسف را بگفتند كه بكير بنى العبّاس را همى دعوت كند . يوسف او را بگرفت و به زندان كرد ، با عيسى به يك جاى همى بود . پس بكير عيسى را گفت : اين غلام بنده است ترا يا آزاد است . گفت بندهء من است . بكير گفت : او را به من فروش كه من اندر وى رشدى همى بينم . عيسى گفت : من او را به چهارصد درم خريدم . بكير او را بدان چهارصد درم باز خريد از عيسى . و ابو مسلم ايشان را هر دو به زندان اندر خدمت همى كرد . چون از زندان بيرون آمد ، بكير او را به ابراهيم الامام فرستاد به هديه . و ابراهيم او را آزاد كرد ، و عبد الرّحمن نام كرد و كنيت ابو مسلم بود . و گروهى ايدون گويند كه بو مسلم بنده نبود و آزادزاده بود ، و پدرش مردى بود سرّاج به كوفه . و پدرش او را عبد الرّحمن نام كرده بود ، و ابو مسلم كنيت او بود . و چاكر عيسى بن معقل بود . و بكير او را از عيسى بخواست و به ابراهيم الامام فرستاد . ]